






http://www.k3cod.com">جدیدترین قالب وبلاگ
معرفی 150 پزشک ایرانی خاطره نویس
نوشته :دکتررحمت سخنی ازارومیه مرکزآموزشی درمانی امام خمینی (ره) Dr.RAHMAT SOKHANI
بی شک در تمامی مشاغل کسانی هستند که علاوه بر تخصص حرفه ای که دارند در ادبیات و خاطره نویسی نیز دارای تبخر خاصی هستند در این پست به معرفی حداقل 150 وبلا گنویس پزشک و...پرداختم البته تعدادزیادی از این پزشکان دارای اسامی مستعار میباشند و گاها در وبلاگهای خود علاوه بر خاطره نویسی به انتشار مطالب علمی و اجتماعی نیز پرداخته اند بهر تقدیر آشنایی با این عزیزان هنرمند و آگاه کشورمان خالی از لطف نخواهد بود از تمام دوستانی که شناختی فراتر از این سایتها و وبلگها در این زمینه دارند تقاضا میکنم برای تکمیل این این لیست به اینجانب کمک نمایند واز خدواند متعال برای تمامی این پزشکانی که علاوه بر خدمت صادقانه خود به کارهای فرهنگی و اجتماعی مخصوصا در دنیای مجازی میپردازند آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون خواستارم .:
رزیدنت زنان
آبی،خاکستری،سیاه
پزشکی رزیدنتی
کانون علوم پزشکی
صددرد
متوترکسات
جراح دیوانه
وبلاگ دستیاران پزشکی
آمادگی دستیاری
یک داروساز
پزشک78
Crescendo
مشاوره دندان پزشکی
سیناپس
دستیارنامه
میخوام دکتر شم
خط خوردگی صحیح است
حال و هوای دل یک پزشک
دکتر گل پسر
طب داخلی
پرستار
متخصص کودکان
مرکز تخصصی آزمون دستیاری
دستیاری ودیگر هیچ
امتحان رزیدنتی 86
Incidentaloma
جوراب پاره
دکتر ریحان
جوجه انترن
باران بانو
100درد
mp3 Bank-1
mp3 Bank-2
Inspiring stories
اطلاعات مفید دارویی
دندانپزشک کاذب
یادداشتهای یک پزشک
MedicineMan
میرزا پیکوفسکی
پزشکنیمهدیوانه(رزیدنت روانپزشکی)
پزشکی 78 تبریز
داروخانه شبانه روزی
تبریز و من
دکتر گمشده
ناظم الاطبا
انجمن آزمون دستیاری پزشکی
Free medical journals
لینکهای طلایی پزشکی
دکتر س
dr-mari
دکتر نوید - داروساز
MEDEDUINFO
برنامهها و فایلهای پزشکی (تکنولوژی و سلامت)
Health Guide
وبلاگ دستیاران پزشکی
سایت تشخیصی دکتر آوازه
ماهنامه دارویی رازی
Medical Textbooks-1
Medical Textbooks-2
Merck Manuals
دکتر پرتقالی
دکتر ایکس
دکتر ایراندخت
دکتر مانستر
دکتر گمشده
دکتر سینوحه
خاطرات یک نسخه
همکلاسی سلام



دکتر غلامحسین ساعدی پزشک و داستان نویس مشهور آذربایجانی
شادروان دکتر غلام حسین ساعدی متخصص بیماریهای اعصاب و روان از پزشکان بنام آذربایجانی است که علاوه بر رشته پزشکی ید طولانی در نوشتن آثار ادبی همچون دهها داستان ،نمایشنامه ،اشعار،ترجمه کتب خارجی ،انتشار مجله و فصلنامه و دهها کار ادبی دیگر دارد وافتخار بزرگی برای آذربایجانیها و ایران بوده و هست .بی شک فیلم سینمایی گاو به گارگردانی داریوش مهرجویی به سال 1348،فیلم سینمایی آرامش در حضور دیگران ساخته ناصر تقوایی به سال 1349،فیلم سینمایی دایره مینا به کارگردانی داریوش مهرجویی به سال 1353که براساس داستانهای دکتر غلامحسین ساعدی ساخته شده است را میتوان از شاهکارهای ادبی و سینمایی کشورمان یاد کنیم .شادروان دکترغلامحسین ساعدی (مشهور به گوهر مراد) روز سه شنبه بیست وچهارم دی ماه یک هزار سیصد وچهارده سال شمسی ازوالدین آذربایجانی بنامهای علی اصغرو مادر طیبه درشهر تبریز به دنیا آمد. وی در سال 1322 وارد دبستان بدر و در سال 1329 وارد دبیرستان منصور شد.در سال 1330 همزمان با نهضت ملی فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد. طی سال های بعد مسوولیت انتشار روزنامه های فریاد، صعود و جوانان آذربایجان را برعهده گرفت و مقالات و داستان هایی در این سه روزنامه و همچنین " دانش آموز" چاپ تهران منتشر کرد.بعد از کودتای 28مرداد 1332 به مدت دو ماه مخفی شد و در شهریور ماه این سال دستگیر و چند ماهی در زندان به سر برد.در سال 1334 وارد دانشکده پزشکی تبریز شد و سال بعد همکاری خود با مجله سخن آغاز کرد. در این سال داستان مرغ انجیر و پیگمالیون، داستان و نمایشنامه را در تبریز منتشر ساخت.در سال 1336 داستان خانه های شهرری را در تبریز و نمایشنامه لیلاج ها را در مجله سخن منتشر کرد. در سال بعد و پس از آشنایی با صمد بهرنگی ، بهروز دهقانی ، مفتون امینی ، کاظم سعادتی و مناف ملکی، جنبش های دانشجویی و اعتصابات دانشگاه تبریز را رهبری نمود. در این سال داستان کوتاه شکایت و نمایشنامه غیوران شب را نوشت.طی سال های بعد تا زمان فارغ التحصیلی در سال 1340 نمایشنامه های سایه های شبانه ، کاربافک ها در سنگر و سفر مرد خسته را نوشت و منتشر ساخت.در سال 1341 راهی تهران شد تا خدمت سربازی اش را صورت سرباز صفر آغاز کند. در این زمان چند داستان کوتاه درباره زندگی سربازی نوشت. در همین سال به همراه برادرش دکتر علی اکبر یک مطب شبانه روزی افتتاح کرد و با کتاب هفته و مجله آرش همکاری نمود. آشنایی و دوستی با احمد شاملو، جلال آل احمد، پرویز ناتل خانلری، رضا براهنی، محمود آزاد تهرانی، سیروس طاهباز، رضا سیدحسینی، بهمن فرسی، به آذین، اسماعیلی شاهرودی و جمال میرصادقی حاصل این دوره بود.در سال های بعد تک نگاری ایلخچی ، خیاو یا مشکین شهر، هشت داستان پیوسته عزاداران بیل، نمایشنامه های چوب بدست های ورزیل، بهترین بابای دنیا، تک نگاری اهل هوا، داستان بلند مقتل، پنج نمایشنامه از انقلاب مشروطیت، مجموعه داستان واهمه های بی نام و نشان، نمایشنامه آی بی کلاه، آی باکلاه را منتشر ساخت.ساعدی در سال 1346 به همراه جلال آل احمد، رضا براهنی و سیروس طاهباز برای رفع سانسور از اهل قلم و مطبوعات با دولت وقت به مذاکره نشست. در همین سال وبه دنبال این اقدام هسته اصلی کانون نویسندگان شکل گرفت.انتشار داستان ترس و لرز، تک نگاری قراداغ، رمان توپ، نمایشنامه پرواربندان، جانشین، فیلمنامه گاو در سال های بین 1346 تا 1353 صورت گرفت.در سال 1353 با همکاری نویسندگان صاحب نام آن زمان، مجله الفباء را منتشر کرد. در همین سال در حین تهیه تک نگاری شهرک های نوبنیاد توسط ساواک دستگیر و به زندان قزل قلعه و بعد اوین منتقل شد و یک سال در سلول انفرادی شکنجه شد.پس از آزادی از زندان سه داستان گورو گهواره، فیلمنامه عافیتگاه ، داستان کلاته نان، را نوشت و در سال 1357 به دعوت انجمن قلم امریکا روانه این کشور شد که سخنرانی های متعددی در این کشور انجام داد. در اوایل زمستان سال این سال به ایران بازگشت.در اواخر سال 1360 راهی پاریس شد و همچنین در این سال با خانم بدری لنکرانی ازدواج کرد.طی سال های 1361– 1364 در پاریس اقدام به انتشار مجله الفباد کرد و چند نمایشنامه و فیلمنامه و داستان نیز نوشت.غلامحسین ساعدی در روز دوم آذرماه 1364 در پاریس درگذشت و در گورستان پرلاشز و در کنار صادق هدایت آرام گرفت.
آثار و فعالیتهای شادروان دکتر غلامحسین ساعدی :
چاپ مقاله و داستان در روزنامههای فریاد، صعود، جوانان آذربایجان و دانش آموز(هفته نامه)؛ چاپ تهران؛ 1331
چاپ”از پا نیفتادهها“ (بخشی از یک داستان بلند)؛ کبوتر صلح؛ 1332
چاپ داستان”خانههای شهرری“؛ تبریز؛ 1334
چاپ داستان کوتاه”آفتاب مهتاب“؛ تهران، مجله سخن؛ 1334
چاپ نمایشنامه”پیگمالیون“؛ تهران، مجله سخن؛ 1335
چاپ داستان و نمایشنامه”پیگمالیون“؛ تبریز؛ 1335
چاپ داستان کوتاه”مرغ انجیر“؛ تهران، مجله سخن؛ 1335
چاپ نمایشنامه تک پردهای”لیلاجها“؛ تهران، مجله سخن؛ 1336
چاپ نمایشنامه تک پردهای”قاصدکها“؛ تهران، مجله صدف؛ 1337
چاپ نمایشنامه تک پردهای”خانه برف“؛ تهران، ماهنامه اندیشه و هنر؛ 1337
چاپ مجموعه داستان”شب نشینی باشکوه“؛ تبریز؛ 1339
چاپ نمایشنامه سه پردهایی”کار بافکها در سنگر“؛ تبریز، ناشر کتابفروشی تهران؛ 1339
چاپ نمایشنامه دو پردهایی”بامها و زیر بامها“؛ تهران؛ 1340
چاپ نمایشنامه سه پردهایی”کلاته گل“؛ تهران، انتشار به صورت مخفی؛ 1340
ترجمه و چاپ داستان”دوستان“ نوشته”گی باند تیزن“؛ تبریز، انتشارات ابن سینا(با همکاری فرانکلین)؛ 1340
چاپ نمایشنامه تک پردهایی”شبان فریبک“؛ تهران، مجله صدف؛ 1340
چاپ داستان”دو برادر“ (داستان اول از مجموعه واهمههای بی نام و نشان) در کتاب نمونههایی از نثرهای نویسندگان معاصر(شانزده مقاله و داستان) به اهتمام”احمد رنجبر“ و”رضا خسروشاهی“؛ 1341
چاپ داستان کوتاه”قدرت تازه“؛ کتاب هفته؛ 1341
چاپ نمایشنامه تک پردهایی”عروسی“؛ تهران، آرش؛ 1341
چاپ نمایشنامه”گرگها“ (نمایشنامه دوم از مجموعه پنج نمایشنامه از انقلاب مشروطیت)؛ تهران، کیهان ماه؛ 1341
چاپ نمایشنامه بیکلام”شهادت“ (لال بازی هشتم از مجموعه ده لال بازی)؛ تهران، مجله آرش؛ 1341
چاپ داستان”دو برادر“ (داستان اول از مجموعه واهمههای بی نام و نشان)؛ تهران، مجله آرش؛ 1341
چاپ داستان”گدا“ (داستان سوم از مجموعه واهمههای بی نام و نشان)؛ تهران، مجله سخن؛ 1341
چاپ ده نمایشنامه بیکلام(لال بازی)؛ تهران، انتشارات آرش؛ 1342
ترجمه و چاپ کتابهای”آزمایشهای علمی با وسائل ساده“ (کارلتن ج. لینر)، ”قلب و بیماریهای قلبی و فشار خون“ (هـ . بله سکی)، ”خودشناسی“ (ویلیام سی مینجر)، ”شناخت خویشتن“(آرتور جرسلیر)؛ تبریز؛ 1342
چاپ لال بازی”فقیر“ و داستان”شفا یافتهها“؛ تهران، مجله سخن؛ 1342
چاپ لال بازی”دعوت“؛ تهران، کیهان هفته؛ 1342
چاپ داستان کوتاه”راز“ و”عزاداران بیل“؛تهران، کتاب هفته؛ 1342
چاپ مجموعه داستان”عزاداران بیل“؛ تهران، انتشارات نیل؛ 1343
ترجمه و چاپ”آمریکا و آمریکا“ (با همکاری محمدنقی براهنی) نوشته”الیا کازان“؛ تهران، انتشارات امیرکبیر؛ 1343
چاپ تک نگاری”خیاو یا مشکینشهر“[سفر به آذربایجان]؛ تهران، انتشارات امیرکبیر(با همکاری موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی)؛ 1344
چاپ نمایشنامه”چوب به دستهای ورزیل“؛ تهران، انتشارات مروارید؛ 1344
چاپ نمایشنامه”بهترین بابای دنیا“؛ تهران، انتشارات شفق؛ 1344
چاپ مجموعه داستان”دندیل“؛ تهران، انتشارات جوانه؛ 1345
چاپ مجموعه نمایشنامه”انقلاب مشروطیت“؛ تهران، انتشارات اشرفی؛ 1345
چاپ دوم مجموعه نمایشنامه”انقلاب مشروطیت“؛ تهران، انتشارات امیرکبیر؛ 1345
چاپ تک نگاری”اهل هوا“؛ تهران، انتشارات امیرکبیر(با همکاری موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی)؛ 1345
چاپ مجموعه داستان”واهمههای بی نشان“؛ تهران، انتشارات نیل؛ 1346
چاپ مجموعه نمایشنامه”خانه روشنی“؛ تهران، انتشارات امیرکبیر؛ 1346
چاپ نمایشنامه”آی بی کلاه آی با کلاه“؛ تهران، انتشارات نیل؛ 1346
چاپ مجموعه داستان”ترس و لرز“؛ تهران، انتشارات زمان؛ 1347
چاپ داستان بلند”توپ“؛ تهران، انتشارات اشرفی؛ 1347
چاپ دو نمایشنامه”دیکته“ و”زاویه“؛ تهران، انتشارات نیل؛ 1347
چاپ نمایشنامه”پرواربندان“؛ تهران، انتشارات نیل؛ 1348
چاپ فیلمنامه”فصل گستاخی“؛ تهران، انتشارات نیل؛ 1348
چاپ داستان کوتاه”قدرت تازه“ در کتاب نوآوران قصه؛ تهران، انتشارات ارغوان؛ 1348
چاپ داستان کودکان”گمشده لب دریا“؛ تهران، انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ 1348
چاپ نمایشنامه”وای بر مغلوب“؛ تهران، انتشارات نیل؛ 1349
چاپ نمایشنامه”جانشین“؛ تهران، انتشارات نیل؛ 1349
چاپ سه فیلمنامه کوتاه”ما نمیشنویم“؛ تهران، انتشارات پیام؛ 1349
چاپ نمایشنامه”چشم در برابر چشم“؛ تهران، انتشارات امیرکبیر؛ 1350
چاپ فیلمنامه”گاو“؛ تهران، انتشارات آگاه؛ 1350
چاپ داستان”گلیبر“ (برای کودکان)؛ تهران، انتشارات نوجوانان؛ 1350
چاپ داستان”مرند“؛ (برای کودکان)؛ تهران انتشارات نوجوانان؛ 1350
چاپ کتاب”موجودات خیالی در افسانههای ایرانی“ (برای کودکان)؛ تهران، انتشارات نوجوانان؛ 1350
چاپ نمایشنامه”عاقبت قلم فرسایی“؛ تهران، انتشارات آگاه؛ 1354
چاپ نمایشنامه”این به آن در“؛ تهران، انتشارات آگاه؛ 1354
چاپ داستان”کالته نان“ برای کودکان؛ تهران، انتشارات امیرکبیر؛ 1355
چاپ مجموعه داستان”گور و گهواره“؛ تهران، انتشارات آگاه؛ 1356
چاپ نمایشنامه”ماه عسل“؛ تهران، انتشارات امیرکبیر؛ 1357
چاپ نمایشنامه”محاکمه میرزا رضای کرمانی“ در کتاب صدرا(بهار)؛ تهران، انتشارات سینما؛ 1357
مسئول انتشارات روزنامههای فریاد، صعود، جوانان آذربایجان؛ 1331
همکاری با مجلههای جهان نو، فردوسی، خوشه نگین و جنگهای ادبی؛ 1331
http://www.rs272.com/
http://rs272.tarlog.com/
http://rs272.vcp.ir
http://www.sahand272.blogfa.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

تاریخچه جالب انتقال خون در ایران و دنیا انتخاب : دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره)
Dr.RAHMAT SOKHANI
امروزه عمل اهدا خون ازسوی مردم کشورمان کاری خداپسندانه و انسانی تلقی می شود . در شبهای قدر و همچنین در روز عاشورا و دیگر مراسم مذهبی خیل عظیم مردمی که برای اهدای خون خود به مراکز انتقال خون مراجعه می کنند ، و یا در حوادث غیر مترقبه نظیر زلزله بم صف های طولانی اهداکنندگان خون که در سرمای زمستان منتظر نوبت می ایستند ، خود نشانگر شعور ، نوع دوستی و آزادگی مردم کشورمان دارد. خون سالم در این زمان گوهری بس ارزشمند است . قطرات این مایع حیات را از هم وطنانمان که نیازمند خون سالمند دریغ نداریم .فرهنگ های باستانی نشانه هایی از عقاید آنان نسبت به خون می یابیم به عنوان مثال :" گلادیاتورها خون سربازان مغلوب را به منظور تقویت می آشامیدند . " ویا مغولان معتقد بودند که نباید خون شاهزادگان مغول در معرض آسمان و خورشید قرار گیرد . لذا شاهزادگان خاطی را یا به وسیله زه کمان خفه می کردند ویا اینکه او را در نمد پیچیده و آنقدر می مالیدند تا جان ببازد ." سران مغول به سربازان خود دستور می دادند که برای تقویت ، از خون اسبان خود بنوشند . "و همچنین " شاهزادگان مصر (باستان) برای رفع عوارض پیری و خستگی به دستور ساحران ،خون حیوانات را آشامیده و حمام خون می گرفتند " این همه در کنار اعتقاد و باور به اینکه خون را نشانه شجاعت ، سلامتی وجوانی ابدی می دانستند ، از فرهنگ مردم گذشته حکایت می کند و هیچ نشانی از انتقال خون ندارد. اولین اشاره به انتقال خون را در میان افسانه ها می توان یافت " در حکایت اوید (Ovid) آمده که مدآ (Medea) برای بازگشت جوانی به پدرش خون از رگ های او گرفته و به جایش خون فرد جوان ویا به روایت دیگر معجون عجیبی که با خون ساخته بود جایگرین نمود." البته بی شک این تنها افسانه ایی است که بازهم به خواص جوانی آفرینی خون اشاره دارد ؛ ولی نخستین اشاره به انتقال خون برای درمان بیماری " در یک نوشته قدیمی عبری ...مندرج است که برای درمان جذام پادشاه خون او را عوض کردند " مورد دومی که در این باره موجود است " در سال 1492 ...جادوگری برای بهبود پاپ هشتم که از بیماری مزمن کلیه و پیری رنج می برد اقدام به تعویض خون وی با خون سه جوان نمود "
ولی هنوز بررسی علمی درباره خون انجام نمی گرفت . نخستین کسی که جریان خون و چگونگی آن را توضیح داد پزشکی دمشقی بود " جریان خون ریوی به وسیله پزشکی از اهالی دمشق در اواسط قرن 13 میلادی کشف گردید . علاءالدین علی ابی الحزم قریشی معروف به ابن النفیس (1210- 1280 م ) ." وی معتقد بود که خون برای تصفیه از بطن راست به وسیله شریان های ریوی به ریه ها رفته و درآنجا منتشر و با هوا مخلوط و تا قطره آخر پاک شده و سپس از طریق ورید ریوی به بطن چپ قلب باز می گردد. چنان که به نظر می رسد ابن النفیس تا حدودی جریان خون از قلب به شش ها را برای مبادله گازهای تنفسی ( دفعco2 و جذبo2) را به درستی توضیح داده است .ولی با این حال "افتخار کشف جریان خون نصیب ویلیام هاروی گردید . وی دراثر تجربیات خود درسال 1616 جریان خون را کشف نمود ." اما اولین جرقه انتقال خون در فکر فردی دیگری زده شد " فرانسیس پوتر(Francis Poter) به نقل از یکی از معاصران وی ...شاید اولین کسی باشد که از سال 1639 به فکر انتقال خون بوده و بالاخره ده سال بعد با یک لوله و پر در مرغ انتقال خون انجام داده است . " در تمام این سالها وقتی بحث انتقال خون در میان است تنها به یک شکل و آن هم انتقال خون حیوان به انسان مورد قبول و یا عملی است .ریچارد لوور (Richard Lower ) در 14 نوامبر 1666 در انگلستان ابتدا تا سر حد امکان خون یک سگ را خارج نمود و با انتقال خون سگ دیگر آن را از مرگ نجات داد . لذا ویاولین کسی است که نشان داده است در خونریزی های شدید مناسب ترین راه برای درمان انتقال خون می باشد" ولیدر قرن 17 به غیر از لوور کسی از مفید بودن انتقال خون در موارد خونریزی شدید صحبت ننمود و تنهااز انتقال خون برای درمان جنون ، بازگشت جوانی و یا حتی رفع اختلاف زن وشوهر استفاده می کردند!!. علاوه بر این در همین ایام به دلیل آنکه تنها انتقال خون حیوان به انسان به کار می رفت ، بعضی را نظر بر این بود که انتقال خون حیوانی نظیر گاو موجب انتقال صفات آن حیوان مانند شاخ درآوردن در فرد گیرنده می شود .در همین ایام مخالفت نسبت به انتقال خون چنان بالا گرفت که پرو( pro)نماینده آکادمی علوم (فرانسه ) گفت مگر می شود خون را مانند پیراهن تعویض نمود ؟ بالاخره در اثر پیدا شدن عوارض عفونی که در آن زمان ناشناخته بود پارلمان فرانسه درسال 1675 و به دنبال آن انجمن پادشاهی پزشکی لندن و سال بعد همپاپ عمل انتقال خون را ممنوع و حرام اعلام کرد. ادامه قرن 17 و تمام قرن 18 با رکود در تحقیقات انتقال خون همراه بود؛ بسیاری از پزشکان دراین مدت عمل انتقال خون را کار غیر دانشمندان تلقی کرده و عوارض روحی را از عواقب انتقال خون می دانستند .ولی همین دوره رکود سبب علمی شدن کار انتقال خون شد و " در اواخر قرن 18 دوران ماجراجویی انتقال خون سپری شد و با کارهای جیمز بلاندل (James Blundell) وارد مرحله نوینی گردید. " از نتایج تحقیقات و کوشش های بلاندل می توان به دو مورد زیر اشاره کرد :به جای پیوند شریان به ورید ( که تا آن هنگام انجام می شد ) انتقال خون در دو مرحله انجام گرفت با انتقال خون بین دو حیوان از دو نوع مختلف مخالفت شد .سی باشد که از سال 1639 به فکر انتقال خون بوده و بالاخره ده سال بعد با یک لوله و پر در مرغ انتقال خون انجام داده است . " در تمام این سالها وقتی بحث انتقال خون در میان است تنها به یک شکل و آن هم انتقال خون حیوان به انسان مورد قبول و یا عملی است .
اولین انتقال خون انسان به انسان به وسیله بلاندلانجام گرفت :
"در 23 دسامبر ( یا اکتبر ) 1818 به مرد 35 ساله ای مبتلا به سرطان معده که مشرف به موت بود در مدت 5 الی 6 دقیقه مقدار 325 گرم خون از چند نفر گرفته و تزریق نمود . بیمار به دنبال یک بهبود موقتی بعد از 56 ساعت در گذشت " و در همین ایام " از انتقال خون علاوه بر درمان موارد خونریزی شدید در درمان سوختگی ، سیفلیس و هاری هم استفاده می شد . " به دلیل آنکه اصول بهداشتی در انتقال خون رعایت نمی شد و یا دانش لازم در این زمینه وجود نداشت ، عوارض ناشی از عفونت در حین انتقال خون گسترش یافت .علاوه بر این اهدای خون به هیچ وجه عملی فراگیر نبود لذا از خون گوسفند برای انتقال به انسان استفاده می شد" در آن زمان ضرب المثلی رایج بود که می گفتند برای انتقال خون 3 گوسفند لازم است : اهدا کننده ، بیمار دریافت کننده و پزشک"!
پزشکان در این قرن هنوز به دنبال جایگرینی برای خون در موارد اضطراری می گشتند لذا " در اواخر قرن 19 یک حرکت کوتاه مدت برای استفاده از شیر به جای انتقال خون به وجود آمد ( 80-1873 ) و به خصوص در آمریکا مورد قبول قرار گرفت . ازشیر گاو ، بز وانسان استفاده می نمودند ولی در اواخر 1880 به علت عوارض مختلفی که می داد متروک و نوبت به استفاده از محلول نمکی فیزیولوژیکی رسید " ولی چون این محلول کمبود گلبول های قرمز را جبران نمی کرد بازهم انتقال خون و استفاده از آن مطرح شد .دراین زمان روش انتقال خون به صورت مستقیم وبازو به بازو بود . " ولی این روش باعث از بین رفتن عروق بیمار و اهداکننده خون شده و به علاوه گاهی عمل اتصال دو رگ برای انتقال خون مشکل تر از عمل اصلی درمان بیماربود و همچنین مقدار خون منتقل شده را نمی توانستند تعیین کنند و اغلب انتقال خون را تا زمانی که اهدا کننده رنگ پریده می شد ادامه می دادند. " در این زمان به دلیل ناشناخته بودن گروههای خونی اغلب انتقال خون ها با عدم موفقیت همراه بود . تااینکه"کارل لاندشتاینر و همکارانش در سال 1900 چهار گروه خونیO, A,B,AB را کشف کردندو در سال 1930 فرد مزبور جایزه نوبل را به همین دلیل دریافت کرد. " با کشف گروههای خونی مشل دیگری رخ نمود و آن انعقاد خون بود چراکه انتقال خون مستقیم دیگر میسر نبود و در ذخیره سازی خون های اهدایی خون منعقد می شد " ژودن (Judin)در 1939 در مسکو پیشنهاد استفاده از خون کسانی که در اثر جراحی و حادثه فوت نموده اند (را) مطرح نمود . مزیت آن این است که با یک سوزن در حدود 2 تا 4 لیتر خون به دست می آید که نیازی به مایع ضد انعقاد ندارد زیرا در اثر پدیده فیبرینولیز که از 30 تا 90 دقیقه بعد از مرگ پیش می آید خون قابلیت انعقاد خود را از دست می دهد . در مدت دو سال در حدود 2500 مورد انتقال خون از این طریق انجام گرفت ولی به علل روانشناسی و اشکالات دیگر رونق به دست نیاورد. " تمام این رویدادها به تاسیس اولین بانک خون در آمریکا به سال 1937 منجر شد .و اما از پیشینه انتقال خون در گذشته ایران اطلاعی در دست نیست ولی می توان عمل حجامت را که هم اکنون نیز رواج دارد به نوعی درمان از طریق دریافت خون نامید ؛ در این روش معتقد بودن که خون آلوده از این طریق خارج شده و بهبودی را به دنبال دارد . و اما در دوره معاصر : از سال 1324 به بعد انتقال خون های پراکنده در بیمارستان های مختلف انجام می گرفته است و " در سال 1331 به طور همزمان مرکزخون ارتش توسط مرحوم دکتر محمدعلی شمس و مرکز انتقال خون شیر خورشید سرخ (سابق) توسط مرحوم آقای دکتر احمد آژیر تاسیس و شروع به کارکردند ." در طی این مدت تا تاسیس سازمان انتقال خون اهدا کننده خون وجود نداشت و تنها افراد مستمند اقدام به فروش خون خویش می کردند ( که البته این روش در تمام نقاط دنیا مرسوم بود وهنوز در بعضی کشورها، فروش خون وجود دارد و نه اهدای آن ) و درنهایتبه همت آقای دکتر فریدون علا در سال 1353 سازمان انتقال خون ایران تاسیس و شروع به کار کرد .منبع : پایگاه اطلاع رسانی تبیان
http://www.tebyan.net/nutrition_health/diseases/blood/2004/7/29/7685.html
http://www.rs272.com/
http://rs272.tarlog.com/
http://www.sahand272.blogfa.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
روانشناسان معروف دنیا در یک نگاه
انتخاب :دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی ره ارومیه
روانشناسی رشته بسیار گستردهای با موضوعات مختلف است. با نگاهی به نظریات معروفترین متفکران روانشناسی، این گستردگی و تنوع افکار به خوبی قابل مشاهده است.
بر اساس مطالعهای که در ماه جولای 2002 در مجله معتبر Review of General Psychology به عمل آمد، 99 روانشناسی که بیشترین تاثیر را بر این رشته بر جا گذاشتهاند، شناسایی و ردهبندی شدند. این ردهبندی براساس سه عامل صورت گرفت: بسامد ارجاع در مجلات علمی، ارجاع در کتابهای درسی و نظرخواهی از 1725 عضو انجمن روانشناسی آمریکا.
روانشناسان برتر این لیست به قرار زیر بودند. این افراد نه تنها از معروفترین متفکران روانشناسی هستند بلکه همگی نقش مهمی در تاریخ روانشناسی و سهم عمدهای در شناخت ما نسبت به رفتار انسانها ایفا کردهاند:

1- بی. اف. اسکینر ( B.F. Skinner )
(1904-1990)
این روانشناس آمریکایی یکی از رهبران نظریه رفتارگرایی ( behaviorism ) است. کارهای او در زمینه روانشناسی تجربی او را یکی از تاثیرگذارترین روانشناسان تاریخ نموده و روشهای درمانی بر پایه نظریههای او هنوز در سطح گستردهای مورد استفاده است.
2- زیگموند فروید ( Sigmund Freud )
(1856-1939)
وقتی صحبت از روانشناسی میشود، بسیاری از مردم به یاد این روانشناس آلمانی میافتند. کارهای او این عقیده را تقویت کرد که تمام بیماریهای روانی دلایل فیزیولوژیک ندارند. او همچنین شواهدی دال بر این که تفاوتهای فرهنگی دارای تاثیر بر روی روانشناسی و رفتار است ارائه نمود. کارهای او به شناخت بهتر ما از شخصیت، روانشناسی بالینی، رشد انسان و ناهنجاریهای روانی، کمک شایانی نموده است.

3- آلبرت بندورا ( Albert Bandura )
(1925-)
کارهای این روانشناس کانادایی، بخشی از انقلاب «شناخت در روانشناسی» است که از اواخر دهه 1960 شروع شد. نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا بر اهمیت یادگیری مشاهدهای، تقلید و مدلسازی، تاکید گذاشت.

4- ژان پیاژه ( Jean Piaget )
(1896-1980)
کارهای این روانشناس سوئیسی تاثیر عمدهای بر روانشناسی، به ویژه درک ما از رشد فکری و ذهنی کودکان، داشته است. پژوهشهای پیاژه به توسعه روانشناسی رشد، روانشناسی شناخت، معرفتشناسی ژنتیکی و اصلاح روشهای آموزشی، کمک شایانی نموده است. آلبرت اینشتین درباره مشاهدات پیاژه در مورد رشد فکری و ذهنی کودکان و فرایند تفکر چنین گفته است: «این کشفی است که آنقدر ساده است که فقط به فکر یک نابغه میرسد.»

5- کارل راجرز ( Carl Rogers )
(1902-1987)
تاکید اصلی این روانشناس آمریکایی بر تاثیر شگفت توانائیهای بالقّوه انسان بر روانشناسی و آموزش است. کارل راجرز یکی از مهمترین متفکران انسان گراست و روش درمان ابتکاری او که به «درمان راجرین» معروف است، تاثیر عمدهای بر روشهای درمانی داشته است.
6- ویلیام جیمز ( William James )
(1842-1910)
از این روانشناس و فیلسوف معروف، غالباً به عنوان «پدر روانشناسی آمریکا» یاد میشود. کتاب درسی 1200 صفحهای او به نام «اصول روانشناسی»، مهمترین منبع کلاسیک درسی بود و درسها و نوشتههای او کمک شایانی به تثبیت روانشناسی به عنوان یک علم کرد. او در طی 35 سال تدریس خود، تاثیر بسیاری بر روی روانشناسان اوایل قرن بیستم گذاشت.

7- اریک اریکسون ( Erik Erikson )
(1902-1994)
نظریه این روانشناس آلمانی درباره «رشد روانی- اجتماعی» علاقهمندی و تحقیقات بسیاری را در زمینه رشد انسان در دوره حیاتش به وجود آورد. اریکسون که از همکاران آنا فروید (دختر زیگموند فروید) بود، از طریق کشف رشد در طول حیات، شامل دوران کودکی، بلوغ و پیری، به توسعه نظریه روانکاوی کمک بسزایی نموده است.

8- ایوان پولوف ( Ivan Pavlov )
(1849-1936)
این روانشناس روسی با تحقیقاتش در زمینه واکنشهای شرطی، به پیدایش رفتارگرایی در روانشناسی کمک شایانی نموده است. روشهای تجربی پاولوف در تغییر روش روانشناسی از دروننگری و سنجش ذهنی به معیارهای عینی رفتاری، تاثیر عمدهای داشته است. پاولوف در سال 1904 برنده جایزه نوبل روانشناسی شد.

9- کرت لوین ( Kurt Lewin )
(1890-1947)
از این روانشناس آلمانی به عنوان پدر «روانشناسی اجتماعی مدرن» نامبرده میشود زیرا او یکی از نخستین کسانی بوده است که روشهای علمی و تجربه را برای نگریستن به رفتارهای اجتماعی به خدمت گرفته است.
http://www.sahand272.blogfa.com/ http://www.rs272.parsiblog.com/ WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
تاریخچه پزشکی ایران باستان از زبان حکیم فردوسی(2)
نوشته :دکتر جواد وهابزاده اردبیلی، استاد دانشگاه علوم پزشکی اردبیل
ویراستاری مجدد :دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه.
قطرهی چشمی
در لشکرکشی کیکاووس به مازندران و جنگ او با دیو سپید و کور شدن چشم سربازان ایرانی (احتمالاً به وسیله ی گاز اشک آور سیر) رستم دیو سپید را کشته و موبد پزشکان با چکاندن خون جگر دیو سپید در چشم سربازان، آنها را درمان میکنند (تداعی کننده وجود ویتامین A در جگر و تأثیر مثبت آن در بینایی):
چنین گفت فرزانه مردی پزشک --- که چون خون او را بهسان سرشت
چکانی سه قطره به چشم اندرون --- شود تیرگی پاک با خون برون
مهرهی التیام بخشی شاهان
شاهان ایران بربازوی خویش مهرهای داشتند که هر زخمی را التیام میداد:
ز هوشنگ و تهمورث و جمشید --- یکی مهره بود خستگان را امید
با این مهره است که کیخسرو زخم مهلک «گستهم» پهلوان نامی را درمان میکند (مهره ی کیخسرو).
عنایت به اهمیت بیمارستان جندی شاپور
پس از اعدام مانی پاک به جرم دعوی پیامبریدر شهر جندیشاپور، پیکرش را ابتدا در دروازه این شهر و سپس در جلوی دیوار بیمارستان جندی شاپور که نقطه ی بسیار شاخص و مهم شهر بوده،آویزان می کنند:
بیاویختش از در شارسان --- دگر پیش دیوار بیمارستان
تأثیر ژن و توراث در فرزند
حکیم طوس بارها به مقوله توراث تحت عنوان نژاد و گوهر اشاره کرده وبه نقش ژن در خلق وخوی و اصالت فرد توجه داد:
چنین گفت کز پاک مام و پدر --- یکی شاخ شایسته آید به بر کرا گوهر تن بود با نژاد --- نگوید سخن با کسی جز به داد
نشانه شناسی بیماری Albinism (زال تنی)
در این بیماری ارثی چون رنگدانه سیاه ملانین در پوست ساخته نمیشود، تمام موهای بدن سفید و پوست هم سفید مایل به صورتیست. چون پدر رستم نیز دچار این اختلال بوده است، اورا زال (زال زر) مینامند.فردوسی نشانه ی زالی را چنین بیان می کند:
ز مادر جدا شد بدان چند روز --- نگاری چو خورشید گیتی فروز به چهره چنان بود برسان شید --- و لیکن همه موی بودش سپید
شرایط پزشک
یکی از شرایط پزشک موفق تندرستی خود اوست:
پزشکی که باشد به تن دردمند --- زبیمار چون باز دارد گزند
مشاوره پزشکی
علاوه برسیمرغ که در موارد حساس نقش پزشک مشاور دارد، خود پزشکان هم گاهی با هم به مشاوره مینشینند:
پزشکان فرزانه گرد آمدند --- همه یک به یک داستانها زدند
ز هر گونه نیرنگها ساختند --- مرآن درد را چاره نشناختند
حتی گاهی از اقصی نقاط دنیا پزشکان با هم تبادل نظر می کنند:
پزشکان که از هند و از روم و چی --- چه از شهر توران و ایران زمین
پزشک در نقش سفیر صلح
برای پیشگیری از حمله اسکندر به هند، «کید» شاه هند طبیبی دانا برای درمان اسکندر میفرستد، پزشک با درمان موفقیت آمیز اسکندر، از موقعیت ممتازی برخوردار میشود و مانع حمله اسکندر به قلمروی «کید» می شود:
ورا خلعت و نیکوییها بساخت --- زدانا پزشکان سرش بر فراخت
تأکید به دادن شرح حال درست از سوی بیمار
هرآنکس که پوشید درد از پزشک --- زمژگان فرو ریخت خونین سرشک
نقش ورزش در تندرستی
زنیرو بود مرد را راستی --- ز سستی کژی زاید و کاستی
پرهیز از پر خوری
مکن در خورش خویشتن چارسو --- چنان خور که نوزت بود آرزو
نباشد فراوان خورش تندرست --- بزرگ آن که او تندرستی بجست
تأثیر سوء شراب در گفتار وتصمیم گیری
کسی کو خورد داروی بیهشی --- نباید گزیدن جز از خامشی به مستی بزرگان نبندند بند --- بویژه کسی کو بود ارجمند
پرهیز از بیش فعالی جنسی
چو افزون شود کاهش افزون بود --- ز سستی تن مرد بی خون بود
خشم مایه پشیمانی و افسردگی
چو خشم آوری هم پشیمان شوی --- به پوزش نگهبان درمان شوی
منبع: ماهنامه حافظ، شماره 13
http://www.irantarikh.blogfa.com
حسین حسینی پناه
http://www.sahand272.blogfa.com/ http://www.rs272.parsiblog.com/ WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
تاریخچه پزشکی ایران باستان از زبان حکیم فردوسی(1)
نوشته :دکتر جواد وهابزاده اردبیلی، استاد دانشگاه علوم پزشکی اردبیل
ویراستاری مجدد :دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه
نام حکیم ابوالقاسم فردوسی و شاهنامه گرچه تداعی کنندهی سرگذشت شاهان، پهلوانان اساطیری و تاریخی است، در عینحال این شاهکار حماسی، ادبی فارسی دارای مضامین فلسفی، اخلاقی، اجتماعی و دیگر مباحث از جمله نکات پزشکی است، نکاتی که برای خوانندگان گرامی به ویژه پزشکان و علاقهمندان شاهنامه خالی از لطف نیست. البته تذکر این نکتهی بدیهی ضروریست که اشارات پزشکی شاهنامه را با ویژگیهای دانش پزشکی عصر فردوسی و باورهای اساطیری موجود در آن عصر باید ارزیابی کرد، نکتهی دیگر این که برای پرهیز از اطالهی بیشتر کلام، حتیالمقدور سعی شده است موضوعهای بیست و یک گانهی مقاله به اختصار بیان شود:
پیدایش هنر پزشکی در دوران پادشاهی جمشید
فردوسی در شرح پادشاهی جمشید به کاربرد عطرها و فرآوردههای گیاهی به عنوان دارو و پیدایش صنعت طب چنین اشاره می کند:
دگر بوهای خوش آورد باز --- که دارند مردم به بویش نیاز
چو بان و چو کافور و چون مشک ناب --- چو عود و چو عنبر چو روشن گلاب
پزشکی و درمان هر دردمند --- در تندرستی و راه گزند
که «در تندرستی» با علم بهداشت و «راه گزند » با علم آسیب شناسی امروز قابل تطبیق است.
سیمرغ نماد پزشک و حکیم چاره ساز
واژهی سیمرغ مرکب از «سئنه = saena» نام موبد پزشک وجراح معروف و «مرو = morve» به معنی مرغ در اوستا میباشد. این مرغ افسانهای در شاهنامه نماد پزشک و حکیمیست که مشکلات زیادی ازجمله معضلات پزشکی را برطرف وموجب آرامش میشود. بهعنوان مثال زال نوزاد را که از سوی پدرش سام طرد شده است، در کوه پرورش میدهد و سالها بعد وقتی همین زال از زایمان طبیعی همسرش رودابه درموقع بهدنیا آوردن رستم ناامید و مضطرب است، سیمرغ با دادن مژدهی نوزاد سالم و نیرومند به او، ابرهای تیرهی غم را از خاطر او برطرف میکند:
چنین گفت سیمرغ کاین غم چراست --- بهچشم هژبر اندرون غم چراست
ازین سرو سیمینبر ماهروی --- یکی شیر آید ترا نام جوی
عمل رستمی یا رستمزاد (سزارین Caesarean)
مهمترین و مشهورترین اشارهی پزشکی شاهنامه، شرح تولد رستم از رودابه است که بهعلت درشتبودن جثهی نوزاد بهدستور سیمرغ، موبد پزشکی او را با شکافتن پهلوی رودابه بهدنیا میآورد.
فردوسی بیش از پنجاه بیت به تشریح جزییات تولد رستم اختصاص داده که شرح آن خود مقالهای جداگانه میطلبد و دراینجا فقط به سه بیت آن بسنده میشود، در بیت دوم به تابیدن سر بچه که در اصطلاح پزشکی امروز مانور «ورسیون = version» نامیده میشود، بهخوبی اشاره شده است:
بیاورد یکی خنجر آبگون --- یکی مرد بینا دل پرفسون
شکافید بی رنج پهلوی ماه --- بتابید مر بچه را سر ز را
چنان بیگزندش برون آورید --- که کس در جهان این شگفتی ندید
سیمرغ در نقش جراح
درجنگ رستم و اسفندیار، با توجه به زخمیشدن شدید رستم و رخش، خود سیمرغ شخصاً به معاینهی زخمها پرداخته و با تخلیه خون زخمهای عمیق و با بیرون کشیدن پیکانها، زخمهای رستم و رخش را پانسمان میکند:
نگه کرد مرغ اندرآن خستگی --- بدید اندرو راه پیوستگی
ازو چار پیکان بهبیرون کشید --- به منقار ازآن خستگی خون کشید
بر آن خستگیها بمالید پر --- هم اندر زمان گشت با زیب و فر
در همین نبرد است که سیمرغ با پیبردن به نقطهی ضعف و آسیبپذیر اسفندیار رویینتن و راهنمایی رستم، جنگ با پیروزی رستم پایان میپذیرد.
فن هوشبری و به هوشآوری
فردوسی بارها به استفاده از می و داوری خوابآور بهمنظور بیهوش کردن اشاره میکند. در تولد رستم سیمرغ به موبد پزشک دستور میدهد که پیش از شکافتن پهلوی رودابه، ابتدا او را با می بیهوش کند:
نخستین به می ماه را مست کن --- ز دل بیم اندیشه را پست کن
در داستان بیژن و منیژه هم به دستور منیژه، بیژن را با خوراندن داروی بیهوشی، مدهوش کرده وبه قصر منیژه می برند:
بفرمود تا داروی هوشب --- پرستنده آمیخت با نوش بر
بدادند چون خورد می گشت مست --- همان خوردن و سرش بنهاد پست
ودر قصر او را با گلاب، کافور، روغن و صندل بههوش میآورند:
بگسترد کافور بر جای خواب --- همیریخت بر چوب صندل گلاب
بیاورد روغن مر او را بداد --- که تا گشت بیدار و چشمش گشاد
چو بیدار شد بیژن و هوش یافت --- نگاه سمنبر در آغوش یافت
نوشدارو و پادزهر
در اوستا «انوشا» ودرزبان پهلوی «انوش» بهمعنی بیمرگ آمده و در زبان فارسی هم «نوش» در مقابل زهر آمده و واژهی نوشدارو مترادف با انوشا، انوش، پادزهر و تریاق میباشد. این نوشدارو تنها در خزانهی پادشاهان یافت میشده و زخمیها را از مرگ نجات میداده است . رستم نیز پس از دریدن پهلوی سهراب وقتی به هویت او پی برده، برای درمان زخم پسر از شاه کیکاووس تقاضای نوشدارو میکند:
ازآن نوشدارو که در گنج تست --- کجا خستگان را کند تندرست
به نزدیک من با یکی جام می --- سزد گر فرستی هم اکنون بهپی
فردوسی اشارهای هم به پادزهر دارد و در وصف پزشک هندی که به درمان اسکندر مأموریت یافته بود ،چنین میگوید:
ز دانایی او را فزون بود مهر --- همی زهر بشناخت از پادزهر
گیاهان دارویی
در پزشکی کهن داروها از گیاهان بدست میآمد و واژهی دارو از کلمه «دار» به معنی درخت ساخته شده است (به وجه تسمیه ی پرندهی دارکوب توجه شود) وکلمات drug انگلیسی و drog فرانسه و داروی فارسی صورت تغییرشکلیافته واژهی «داروگ» در زبان پهلویست. فردوسی درشرح پادشاهی انوشیروان به رفتن برزویه ی طبیب به هند جهت آوردن گیاهان طبی چنین اشاره می کند:
چو برزوی بنهاد سر سوی کوه --- برفتند با او پزشکان گروه
برفتند هر کس که دانا بدند --- به کار پزشکی توانا بدند
گیاهان ز خشک و ز تر برگزید --- ز پژمرده و هرچه رخشنده بو
در تولد رستم نیز موبد پزشک، به دستور سیمرغ مرهمی از کوبیدن گیاهی مخصوص و آمیختن آن با شیر و مشک و خشککردن آن در سایه ، ساخته و بر زخم عمل رودابه میگذارد:
گیاهی که گویمت با شیر ومشک --- بکوب و بکن هر سه در سایه خشک
برآن مال از آن پس یکی پر من --- خجسته بود سایهی فر من
نکتهی ظریف این دستور، توصیه به خشک کردن مرهم در سایه است تا خواص آن در اثر نور آفتاب و گرما از بین نرود،توصیهای که امروز هم در نگهداری داروها به قوت خود باقی است، گیاه طبی پرسیاوشان نیز به روایت شاهنامه از خون سیاوش رسته است:
به ساعت گیاهی ازآن خون برست --- جز ایزد که داند که آن چون برست
در بخش های دیگر مقاله نیز از کاربرد گیاهان دارویی صحبت شده است
ادامه دارد................................
منبع :مجله حافظ شماره 13
http://www.irantarikh.blogfa.com
حسین حسینی پناه
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

تاریخچه بیماری یل در یک نگاه
3000 سال پیش از (http://p30pedia.com) میلاد
• آثار سل ستون مهره در مومیائی های مصری مشاهده شد .
• اشاره به بیماری سل در قانون مانو در هند به عنوان یکی از علل منع ازدواج با دختری که در اجدادش بیماری به سل وجود داشته است .
• اشاره در طب قدیم چین به بیماری سل تحت عنوان کائوپینگ
• اشاره به مصر به عنوان مرکز معالجه مسلولان در گزارش هرودت مورخ یونانی
2000 سال قبل از میلاد
• اشاره به بیماری سل در قانون حمورابی
700 سال قبل از میلاد
• اشاره در آئین زرتشت پیامبر به انتقال بیماری از طریق دفع خلط
500 سال قبل از میلاد
• تشریح کامل و ذکر مسائل بهداشتی و عوارض بیماری سل توسط بقراط پزشک بزرگ یونانی
300 سال قبل از میلاد
• اشاره ارسطو به بیماری سل
قرن اول میلادی
• جالینوس پدر طب تجربی در رابطه با سل توضیح داده و داروهایی را نیز جهت درمان به کار برده است . او معتقد بود که جهت جلوگیری از سرایت بیماری , بیماران مسلول باید از افراد سالم جدا شوند .
قرن ششم تا هشتم میلادی
• توضیح هارون اسکندوانی (سال622م) و حنین ابن اسحاق (873-809م) در رابطه با بیماری سل
قرن نهم میلادی
• تشریح بیماری سل توسط ابوبکر محمدبن زکریای رازی در کتاب الحاوی
وی اولین پزشکی است که در رابطه با سل استخوان اندام ها بحث می کند .
قرن دهم میلادی
• ارائه اطلاعات ارزشمند بالینی و آسیب شناسی در رابطه با بیماری سل توسط شیخ الرئیس ابوعلی سینا (980-1037م) در کتاب قانون
قرن یازدهم میلادی
• ارائه مطالب جالب در مورد سل در کتاب ذخیره خوارزمشاهی توسط سیداسماعیل جرجانی(1135م)
1548
• پایه گذاری علم اپیدمیولوژی توسط فراکاسترو ایتالیائی (1548م) و ارائه نظریه مداخله یک عامل غیر قابل روئیت در انتقال بیماری سل
1803
• بیان نکروزکازئوز در داخل توبرکول به عنوان مهمترین عامل سرایت بیماری سل توسط وتز(Vettes) آلمانی
1808
• به کارگیری نام لوپوس بر روی سل پوستی توسط روبرت ویلیام
1814
• افتتاح بیمارستان سلطنتی مسلولین در لندن
1816
• اختراع استتسکوپ توسط تئوفیل لانک فرانسوی و ارائه طبقه بندی نشانه های بیماری سل و خصوصیات بیماریزائی و علائم سمعی در سل این پزشک در سال 1826 به دلیل ابتلاء به سل در گذشت .
1825
• بیان اثر مکانیکی خلط بر روی حنجره در سل لارنکس توسط پیرلویی (Pierre Louis)
1834
• ارائه نخستین کتاب در رابطه با سل توسط ساموئل مورتون
1839
• به کارگیری نام توبرکولوزیس برای بیماری سل توسط Schonlein
1850
• پیشنهاد Wy (http://p30pedia.com)man برای ثبت و نگهداری اسامی کلیه مسلولین
1861
• ارائه تئوری مبکروبی توسط لوئی پاستور
1870
• ارائه تئوری میکروبی بودن بیماری سل توسط آنتوان ویلمن (1892-1827م) جراح دامپزشک فرانسوی که انتقال سل را از طریق تلقیح بیان کرد .
1882
• کشف عامل بیماری سل توسط روبرت کخ (1910-1843م) پزشک آلمانی در 24 مارس 1882 میلادی و عنوان پدیده اسید فاست بوده باسیل سل توسط پل ارلیش و به کارگیری رنگ فوشین در رنگامیزی اسید فاست توسط زیل (Ziehi) و تکمیل آن توسط نیلسن (Neelsen) که به نام آن دو دانشمند معروف شد .
1890
• تهیه عصاره گلیسیرینی میکروب سل تحت عنوان توبرکولین توسط روبرت کخ
1895
• کشف اشعه ایکس توسط رونتگن و استفاده از پرتونگاری قفسه سینه در جهت تشخیص سل
1899
• تاسیس اولین آزمایشگاه دولتی مسلولین در آمریکا و برپایی نخستین کنگره بینالمللی سل در برلین
1905
• اعطاء جایزه نوبل پزشکی به روبرت کخ جهت تلاش در امر تحقیق درباره بیماری سل
1908
• ابداع آزمون داخل جلدی توبرکولین توسط شارل مانتو (Mantoux)
1931
• تایید واکسن کشف شده توسط کالمت و گرن (BCG)
1934
• استخراج پروتئین خالص شده باسیل سل (PPD) توسط خانم زایبرت
1944
• کشف استرپتومایسین اولین داروی ضد پادزی موثر در بیماری سل توسط واکسمن و همکارانش
1946
• ساخته شدن پاراآمینو سالسیلیک (PAS) و به کارگیری آن در سل
1949
• ابداع روش درمان دو داروئی ضد سل جهت جلوگیری از ایجاد مقاومت
1951
• اعطاء جایزه نوبل در پزشکی به واکسمن و حمایت سازمان بهداشت جهانی از واکسیناسیون BCG
1952
• کشف خاصیت ضد سل ایزونیازید (ساخته شده در سال 1912) و به کارگیری آن در درمان به عنوان مهمترین داروی ضد سل
1965
• ارائه روشهای درمان سرپائی ضد سل و بسته شدن آسایشگاه های مسلولین
1966
• کشف اثر ریفامپین بر روی باسیل سل و اضلفه نمودن آن بر رژیم های درمانی ضد سل
1969
• کشف میکوباکتریوم آفریکانوم توسط کاستتس (Castets)
1970
• کشف میکوباکتریوم بوویس توسط کارلسون و لسل (Karlson)(Lassel)
1972
• استفاده از داروی پیرازینامید به عنوان یک داروی ضد سل کاهش دهنده دوره درمانی سل به حداقل 6 ماه
1982
• ارائه نظریه خوشبینانه کنترل بیماری سل تا سال 2000 بر اساس سیر نزولی منحی ابتلاء و مرگ و میر ناشی از سل در مجتمع بوئنس آیرس
1985
• صعود منحنی مرگ ومیر ناشی از سل در دنیا و ایجاد اپیدمی اول (بازگشت جهانی بیماری) و اپیدمی دوم (همراهی عفونت HIV و بیماری سل) که تحت عنوان همه گیری جدید (Modern Ep (http://p30pedia.com)idemic) مطرح است .
1991
• بروز اپیدمی سوم یعنی سل مقام به جند دارو و ارائه اهداف کنترل بیماری سل توسط سازمان بهداشت جهنی تا سال 2000
1993
• ارائه آمار 20 میلیون بیمار مسلول در جهان در اجلاسیه پاریس و اعلام بیماری سل به عنوان یک فوریت جهانی و اعتراف سازمان بهداشت جهانی به شکست برنامه های مبارزه با سل در اغلب کشورهای در حال توسعه در سال های اخیر .
منبع: برگرفته از کتاب سل و اصول مبارزه با آن
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI